فرهنگ لغت

مخثم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مخثم . [ م ُ خ َث ْ ث َ ] (ع ص ) نعل مخثم ؛ کفش پهناور نوک دار. (ناظم الاطباء). و رجوع ماده ٔ قبل شود.

مخثم . [ م ُ خ َث ْ ث ِ ] (ع ص ) پهناور گرداننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کسی که عریض و پهناور می کند. (ناظم الاطباء). رجوع به تخثیم شود.

معنی مخثم | فرهنگ لغت