مخادعه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ دِ عَ) [ ع. مخادعة ] (مص م.) یکدیگر را فریب دادن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ دِ عَ) [ ع. مخادعه ] (مص م.) یکدیگر را فریب دادن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مخادعة. [ م ُ دَ ع َ] (ع مص ) با کسی فریب آوردن . (زوزنی ). خِداع . با کسی فریب کردن و در آیه ٔ کریمه به معنی ظاهر کردن خلاف ما فی القلب است بدان جهت که منافقان کفر پنهان داشتند و ایمان آشکارا کردند... (منتهی الارب ) (آنندراج ). یکدیگر را فریفتن . (ترجمان القرآن ). فریب دادن کسی را. قوله تعالی : یخادعون اﷲ و الذین آمنوا ؛ یعنی پنهان می کنند کفر را و ظاهر می کنند ایمان را و آشکار می کنند چیزی را که در دلشان نیست . (ناظم الاطباء). و رجوع به خداع شود. ◄ گذشتن . (منتهی الارب ). گذاشتن و ترک کردن کسی را. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به خداع شود.
مترادف و متضاد واژهدان
مخادعت، خدعهگری، فریبکاری خدعه کردن، فریبدادن، مکر ورزیدن