محید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محید. [م َ ] (ع اِ) جای برگشت . جای برگردیدن . (ناظم الاطباء). ◄ محیص . مهرب . مفر. مفیص . جای گریز. گریزگاه . ◄ ملجاء. پناهگاه . (ناظم الاطباء). مناص . ملاذ. پناه . مفزع .
محید. [ م َ ] (ع مص ) حَیْد. حیدان . حیود. حیدة. حیدودة. میل کردن . بگشتن . (منتهی الارب ).