محیات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محیات . [ م ُ ح َی ْ یا ] (ع اِ) جماعت زنده کرده شده . (غیاث ).
محیات . [ م َح ْ ] (ع ص ) محیاة. زمین مارناک . (آنندراج ). رجوع به محیاة شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محیات . [ م ُ ح َی ْ یا ] (ع اِ) جماعت زنده کرده شده . (غیاث ).
محیات . [ م َح ْ ] (ع ص ) محیاة. زمین مارناک . (آنندراج ). رجوع به محیاة شود.