محکوک/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مَ) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- سوده، ساییده، خراشیده، خاریده.<BR>۲- نگینی که روی آن کنده باشند.<br>واژه قبلی: محکومواژه بعدی: محکک