محوطه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ حَ وِّ طِ) [ ع. محوطة ] (اِ.) زمینی که دور آن را دیوار کشیده باشند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ حَ وِّ طِ) [ ع. محوطه ] (اِ.) زمینی که دور آن را دیوار کشیده باشند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محوطه . [ م ُ ح َوْ وَ طَ ] (ع ص ) محوطة. رجوع به محوطة شود. ◄ (اِ) ساحت . فضا. عرصه . گشادگی و فراخنا.
مترادف و متضاد واژهدان
حیطه، فضا، میدان، ساحت حیاط، صحن زمیننامحصور
واژگان فارسی سره واژهدان
میدانگاه، گردونه، جایگاه، پهنه