محمد حسین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محمد حسین . [ م ُ ح َم ْ م َ ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن خلف تبریزی، متخلص به برهان . از احوالات او به علت قلت منابع اطلاع جامعی در دست نیست، اما بنابرآنچه در مقدمه ٔ برهان قاطع مصرح است این کتاب را به نام سلطان عبداﷲقطب شاه پادشاه شیعی مذهب گلنکده مصدر کرده است و این سلطان ششمین پادشاه از سلسله ٔ سلاطین جنوب هندوستان است که بعد از سلاطین بهمنی از ٩١٨ - ١٠٨٣ هَ . ق . در یک قسمت از فلات دکن حکمرانی می کرده اند و سلطان عبداﷲ ممدوح و معاصر برهان تبریزی در سال ١٠٢٣ هَ . ق . متولد شده و در سال ١٠٣٦ هَ . ق . به تخت سلطنت نشسته است و در سال ١٠٨٣ هَ . ق . وفات یافته است . (مقدمه ٔبرهان قاطع چ معین ). و رجوع به برهان تبریزی شود.
محمدحسین . [ م ُ ح َم ْ م َ ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن عبدالرحیم طهرانی رازی . از فقهای امامیه بود که سالها در کربلا رحل اقامت افکند و به تدریس فقه و اصول اشتغال داشت . مؤلف روضات الجنات در شرح حال شیخ محمدتقی طهرانی رازی نویسد که او برادری داشت فاضل به نام شیخ محمد حسین مؤلف کتاب الفصول فی العلم الاصول که از بهترین و جامعترین کتب اصول فقه می باشد. طهرانی رازی در سال ١٢٦١ در شهر کربلا فوت نمود. (از معجم المطبوعات ج ٢ ص ١٦٤٩) (الاعلام زرکلی ج ٣ ص ٨٩١) (روضات الجنات ج ١ ص ١٣١).
محمدحسین . [ م ُ ح َم ْ م َ ح ُ س َ ] (اِخ ) (... خان علوی ) او در مائه ٔ دوازدهم هجری می زیسته است و او راست : کتاب مخزن الادویه . (یادداشت مرحوم دهخدا).