محمد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ حَ مَّ) [ ع. ] (اِمف.) ستوده شده، ستایش شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ حَ مَّ) [ ع. ] (اِمف.) ستوده شده، ستایش شده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم هفتمین از بنی یعفور صنعاء یمن (٣٣٢ تا ٣٥٢ هَ . ق ).
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم . رجوع به غازی محمدبن ابراهیم شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن ابوبکر. رجوع به دمامینی بدرالدین محمدبن ابوبکر... شود.
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه