محلف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محلف .[ م ُ ل ِ ] (ع ص ) سوگنددهنده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ هر آنچه مردم در آن شک کرده سوگند خورند که چنین است و چنین نیست و از آن است کمیت محلف یعنی مشتبه اللون که بعضی آن را کمیت گویند و بعضی سرخ . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ◄ کودک که در بلوغ وی شک کنند: غلام محلف . (منتهی الارب ). آنکه به شک باشند در بالغی او. (مهذب الاسماء).
محلف . [ م ُ ح َل ْ ل ِ ] (ع ص ) سوگنددهنده . و رجوع به تحلیف شود.