محقانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محقانه . [ م ُ ح ِق ْ قا ن َ / ن ِ ] (ص نسبی، ق مرکب ) چون محقان . حقدارمانند. از روی حق . رجوع به محق شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محقانه . [ م ُ ح ِق ْ قا ن َ / ن ِ ] (ص نسبی، ق مرکب ) چون محقان . حقدارمانند. از روی حق . رجوع به محق شود.