محضری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محضری . [ م َ ] (ص نسبی ) منسوب به محضر. - سند محضری ؛ سند که در دفترخانه ٔ اسناد رسمی و برطبق موازین قانونی تنظیم شود. رجوع به محضر شود.
محضری . [ م َ ض َ ] (اِخ ) همدانی و مشهور به ملا دروازه . شاعری نازک خیال از دوران صفویه است و مقارن تألیف تذکره ٔ نصرآبادی درگذشته است . این بیت از اوست : عمرت به شب گذشت بیا محضری بگو ای خان و مان خراب چه کردی به روز خویش . و این بیت را نیز در جواب قصیده ٔ عرفی گفته است : به بیقراری عاشق به وعده گاه وصال به اضطراب دل از شوق آمد یار. (تذکره ٔ نصرآبادی ص ٣٢٥).