محصد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ صَ) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- زراعت نادروة خشک شده.<BR>۲- ریسمان محکم تافته.<BR>۳- استوار، محکم.<br>واژه قبلی: محشیواژه بعدی: محصر