محشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ حَ شّ) [ ع. ] (اِفا.) حاشیه نویسنده بر کتابی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ حْ) [ ع. ] (اِمف.) کتابی که بر آن حاشیه نوشته شده.
(مُ حَ شّ) [ ع. ] (اِفا.) حاشیه نویسنده بر کتابی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محشی . [ م َ شا ] (ع اِ) جای طعام در شکم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج، محاشی .
محشی . [ م ِ ] (ع اِ) بالشچه ای که زنان بر پستان یا سرین بندند تا کلان نماید. ج، محاشی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
محشی . [ م َ شی ی ] (ع ص ) انباشته و آگنده . ◄ خرمای پرگوشت . (ناظم الاطباء).