فرهنگ لغت

محشر کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

محشر کردن . [ م َ ش َ ک َ دَ ](مص مرکب ) شور و غوغا برپا کردن . ◄ کاری شگفت و جالب توجه کردن، چنانکه خطیبی در سخنوری یا شاعری در سخنرانی یا هنرمندی در هنرنمائی و جز آن .

معنی محشر کردن | فرهنگ لغت