فرهنگ لغت

محدوده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

محدوده . [ م َ دَ ] (ع ص ) محدودة. حد پیدا کرده . داری حد.

واژگان فارسی سره واژه‌دان

گستره، چارچوب، تنگنا

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی محدوده | فرهنگ لغت