فرهنگ لغت

محجور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

محجور. [ م َ ] (ع ص ) بازداشته شده و منع کرده شده . (ناظم الاطباء). ممنوع از تصرف در مال خود. محجورعلیه . (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ بنده ٔ بازداشته شده . (ناظم الاطباء). ◄ حرام . محرم . (یادداشت مرحوم دهخدا).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی محجور | فرهنگ لغت