محتشم کاشانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۸۰ - در مرثیه شاه زاده سلطان حسین
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ناگه از طبعم مشام دل شنید بوی طوفان خیزی کون و مکان بهر آن گردید نطقم نوحه گر کز اجل دی میر زرین افسران مالک گردون شکوه کامکار کامل عالی سریر کامران زین ملک و سلطانت سلطان حسین شهسوار نامدار نوجوان شد روان با هودج گردون اساس بهر سیر ملک فردوس از جهان زان الم انس و ملک یک سر شدند اهل ماتم بر زمین و اسمان وز پی سال وفاتش از جمل بست دل گویا طلسمی در زبان و آن طلسم از شانزده مصرع بود کلک عاجل را ز فکرم بر زبان