محتشم کاشانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۱۰۰ - مرثیه
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خورشید اوج حسن محمد امین که بود روشن ز رویش آینه آفتاب و مه وز کثرت مرور شهور و سنین نداشت کاهش به ماه طلعتش از هیچ باب ره ناگه گرفته شد به کسوف اجل جهان کافاق را ز تیرگیش روز شد سیه پیر خرد ز مرگ جهان سوز او چو کرد در ظلمت زمانه ماتم نشین نگه از سوز دل تهیه تاریخ کرد و گفت عالم شده به مرگ محمد امین سیه