محتاط
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ) [ ع. ] (اِفا.) با احتیاط، احتیاط - کننده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ) [ ع. ] (اِفا.) با احتیاط، احتیاط - کننده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محتاط. [ م ُ ] (ع ص ) محاصره کرده . (آنندراج ). محصور و حصار کرده شده و احاطه شده . (ناظم الاطباء). ◄ حازم و هوشیار درکار. (از منتهی الارب ). باحزم و هوشیار در کار و بااحتیاط. (ناظم الاطباء). احتیاطکار. استوارگیر. ملاحظه کار. پخته . (یادداشت مرحوم دهخدا). دشوارکار. (زمخشری ). پروادارنده . آنکه در امور با احتیاط رفتار کند.
فرهنگ طیفی واژهدان
محافظهکار، ملاحظهکار، احتیاطکار، مراقب، مارگزیده، آماده عافیتطلب بیزار دستبهعصا، مآلاندیش
واژگان فارسی سره واژهدان
ژرف نگر، دورنگر، دوراندیش