محت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ ع. ] (ص.)<BR>۱- صلب و سخت از هر چیز.<BR>۲- روز گرم.<BR>۳- خردمند تیز خاطر.<BR>۴- خالص از هرچیز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) [ ع. ] (ص.) ۱- صلب و سخت از هر چیز. ۲- روز گرم. ۳- خردمند تیز خاطر. ۴- خالص از هرچیز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محت . [ م َ ] (ع ص ) صلب و سخت از هرچیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ روز گرم . (منتهی الارب ). یوم محت ؛ روزی سخت گرم . (مهذب الاسماء). ◄ مرد خردمند. ◄ مردتیزخاطر. ج، مُحوت، مُحَتاء. (منتهی الارب ). ◄ خالص و بی آمیغ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
محت . [ م َ ](ع مص ) خشمناک کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).