محبوبیت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ یَّ) [ ازع. ] (مص جع.) محبوب بودن، مورد محبت بودن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ یَّ) [ ازع. ] (مص جع.) محبوب بودن، مورد محبت بودن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محبوبیت . [ م َ بی ی َ ] (ع مصدر جعلی، اِ مص ) (از: محبوب + ئیت مصدری ) محبوب بودن . مورد مهر و دوستی بودن . معشوق بودن .
فرهنگ طیفی واژهدان
دوستداشتنی بودن، جاذبه، افسون، ملاحت، مطلوبیت، دلربایی قرب دلبری، فریبندگی، عشوهگری، طنازی، اغوا، وسوسه، لوندی، ناز، کرشمه، شارم، جذابیت، کاریزما نمادهای دلربایی: کمان ابرو، تیر مژگان، نرگس چشم، جعد گیسو، کمند گیسو، زنجیر گیسو، لب لعل، قد سرو، چاه زنح (زنخدان)، غنچه لب
واژگان فارسی سره واژهدان
مردم پسندی، دوستداری، دوستاکی، دوستداشتنی، پسندیدگی