محبل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محبل . [ م َ ب َ / ب ِ ] (ع اِ) زهدان . مهبل . جای بچه در شکم . (یادداشت مرحوم دهخدا). بچه دان . ◄ دهن زهدان . راه نره از آن . (منتهی الارب ). جائی که نره در آن قرار میگیرد. (ناظم الاطباء). ◄ موضع آبستنی از رحم . تخم دان . (یادداشت مرحوم دهخدا).
محبل . [ م ُ ح َب ْ ب ِ ] (ع ص ) حاصل شده از بارداری و آبستنی . (ناظم الاطباء).
محبل . [ م ُ ح َب ْ ب َ ] (ع ص ) موهای ژولیده . محبک نیز روایت شده است . (از منتهی الارب ). موی ژولیده . (ناظم الاطباء). مرغول موی . ◄ (اِ) رسن . (منتهی الارب ). ریسمان . (ناظم الاطباء).