محبره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محبره . [ م َ ب َ رَ / رِ ] (ازع، اِ) جعبه که در آن اسباب تحریر و قلم و دوات و کاغذ و جز آن گذارند. (ناظم الاطباء). مداددان . ج، محابر. (مهذب الاسماء). حبردان . ◄ در تداول زنان، صندوقچه . جعبه . مجری . (یادداشت مرحوم دهخدا).
محبره . [ م َ ب َ رَ ] (ع اِ) محبرة. دوات . سیاهی دان . دویت . مرکب دان . ج، محابر : از مکر او تمام نپرداخت آنکه او پر کرد صدکتاب و تهی کرد محبره . ناصرخسرو. نسخه ٔ مکرش تمام ناید اگر من محبره سازم یکی چو چاه زباله . ناصرخسرو. متاع و اثاث طالب علمان که آن ورقی چند باشد و محبره و قلمدان بدوش و آغوش از آن بیت الاحزان بیرون کشید. (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص ٣).