محاوره
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ وِ رَ یا رِ) [ ع. محاورة ] (مص ل.) گفتگو کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ وِ رَ یا رِ) [ ع. محاوره ] (مص ل.) گفتگو کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محاوره . [ م ُ وَ رَ ] (از ع، مص ) مجادله نمودن . (از ناظم الاطباء). محاورة. محاورت . سخن گفتن با یکدیگر. ◄ (اِمص )سخنگوئی . گفتگو. سؤال و جواب . ج، محاورات : خوش محاوره . ملیح المحاوره . (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ مباحثه . ◄ مجادله . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
صحبت، تکلم، گپ، گفتگو، گفتوشنود مباحثه، مذاکره، مناظره مجاورت گفتگو کردن (متضاد: مکاتبه)
فرهنگ طیفی واژهدان
صحبت، گفتگو، مکالمه، پچپچ، مصاحبه، پرسش و پاسخ، بگووبخند، دل دادن و قلوه گرفتن، گلگفتن و گلشنفتن شور، اختلاط، تبادل اطلاعات، مشورت احوالپرسی، ارتباط، تماس، معاشرت، اطلاع گفتمان، دیالوگ، مناظره، مباحثه گفتگوی تلفنی، چت
واژگان فارسی سره واژهدان
گفتار، گفت و گو