محامات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محامات . [ م ُ ] (از ع، اِمص ) حمایت کردن . محاماة : فی الجمله ارکان وسران بر موافقت سلطان در معاطات کؤوس [ از ] محامات نفوس مهمل ماندند. (جهانگشای جوینی ج ٢ ص ١٨٦). رجوع به محاماة شود. ◄ محامات بر ضیف ؛ نیک قیام کردن به مهمانی مهمان . (یادداشت مرحوم دهخدا).