محال خالصه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محال خالصه . [ م َ ل ِ ل ِ ص َ / ص ِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) محال خاصه . در اصطلاح دوره ٔ صفویه اماکن و اراضی متعلق به شخص پادشاه است، در مقابل محال دیوان که اراضی و املاک متعلق به کشور و دولت است : شغل مشارالیه [ وزیر دارالسلطنه ٔ اصفهان ] آن است که نسق محال خالصه و ضبط بعضی از وجوهات و دکاکین بعهده ٔ اهتمام مشارالیه است که محلی از محال بی نسق و نامزروع نماند. (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ٤٥).