محافل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محافل . [ م َ ف ِ ] (ع اِ) ج ِ محفل [ م َ ف ِ / م َ ف َ ] . (منتهی الارب ). مجلس ها و انجمن ها. (ناظم الاطباء). رجوع به محفل شود : وزیری چون یکی والا فرشته چه در دیوان چه در صدر محافل . منوچهری . ... هشتم در محافل خاموشی را شعار ساختن . (کلیله و دمنه ). در محافل دانشمندان نشستی زبان از سخن ببستی . (گلستان ).
محافل . [ م ُ ف ِ ] (ع ص ) محافظ حسب . نگاهدارنده ٔ حسب . (از منتهی الارب ). آگاه و خبردار از نسب کسی . (ناظم الاطباء).