محاصره شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محاصره شدن . [ م ُص َ رَ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) شهربند شدن . محصور شدن . حصاری شدن . در میان گرفتگی و بند شدگی راه واقع شدن .
مترادف و متضاد واژهدان
درحصر قرار گرفتن احاطه شدن، در محاصرهقرار گرفتن، در میان گرفته شدن