محاصر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محاصر. [ م ُ ص ِ ] (ع ص ) حصاری کننده کسی را به جنگ . (آنندراج ). حصارکننده . (ناظم الاطباء). در حصار گیرنده . شهربند کننده . محاصره کننده . - محاصر شدن ؛ شهربند و در بندان کننده شدن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
محاصر. [ م َ ص ِ ] (ع اِ) نزدیکتر راه . (ناظم الاطباء)