محارم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ محرم.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ محرم.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محارم . [ م َ رِ ] (ع اِ) ج ِ مَحرَم . ◄ ج ِ محرمة [ م ُ رُ / م ُ رَ ] . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به محرم و محرمة شود. ◄ حرام کرده های خدا. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ محارم اللیل ؛ مخاوف شب که بددلان را از رفتن باز دارد. (منتهی الارب ). ◄ کسانی که نکاح آنها حرام باشد. مانند مادر و خواهر و خاله و عمه و دختر و جز آنان . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
آشنایان، دمسازان، رازداران (متضاد: بیگانگان) محرمها، منسوبین (متضاد: نامحرمان)
واژگان فارسی سره واژهدان
نزدیکان، خویشان