مجی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجی ٔ. [ م َ ] (ع مص ) (از «ج ی هَ») آمدن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط). مقابل ذهاب . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : چو سوی قبله، ملوک جهان بپیوستند به سوی درگه عالی او مجی ٔ و ذهاب . مسعودسعد. نه بی عبارت او خلق را قیام و قعود نه بی اجازت او روز را مجی ٔ و ذهاب . عثمان مختاری . ◄ آوردن کسی را. ◄ غالب آمدن کسی را به آمدن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).