مجول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجول . [ م ُ ج َوْ وِ ] (ع ص ) گردبرآینده و بسیار سفر کننده در بلاد. ◄ آواره و بی خانمان . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
مجول . [ م ِج ْ وَ ] (ع اِ) شاماکچه یا شاماکچه ٔ زنان یا شاماکچه ٔ دختران خردسال . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ سپر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ پای برنجن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). خلخال . (اقرب الموارد). ◄ درم صحیح . ◄ تعویذ. ◄ گورخر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ سیم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ هلال مانندی باشد از سیم که در وسط قلاده تعبیه کنند. ◄ خرقه ٔ سپید که در دست آن کس باشد که تیرهای قمار بدست وی اندازند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مجول . [ م ُ ] (ع مص ) مَجل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به مجل شود.