مجم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجم . [ م َ ج َم م ] (ع اِ) سینه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ذیل اقرب الموارد). سینه و گویندهو واسع المجم ؛ او گشاده سینه است . (ناظم الاطباء).
مجم . [ م َ ج َم م / م َ ج ِم م ] (ع اِ) آن طرفی از چاه که در وی آب گرد آمده . (ناظم الاطباء). مجم البئر؛ آنجای از چاه که به آب رسد و بدان منتهی گردد. (از ذیل اقرب الموارد).
مجم . [ م ُ ج َم م ] (ع ص ) اسب آسوده ای که سواری کرده نشود. (ناظم الاطباء). ستور آسایش داده شده . (از منتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد).