مجموعی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجموعی . [ م َ ] (حامص ) مجموع بودن . آسوده خاطر بودن .خاطرجمع بودن . آسودگی خاطر. فراغت بال : نه آدمی است که در خرمی و مجموعی به خستگان پراکنده بر نبخشاید. سعدی . و رجوع به مجموع شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجموعی . [ م َ ] (حامص ) مجموع بودن . آسوده خاطر بودن .خاطرجمع بودن . آسودگی خاطر. فراغت بال : نه آدمی است که در خرمی و مجموعی به خستگان پراکنده بر نبخشاید. سعدی . و رجوع به مجموع شود.