مجمری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجمری . [ م ِ م َ ] (حامص ) مجمر بودن . حالت و چگونگی مجمر را داشتن : کرده به صدر کعبه در بهر مشام عرشیان خاک درت مثلثی دخمه ٔ چرخ مجمری . خاقانی . و رجوع به مجمر شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجمری . [ م ِ م َ ] (حامص ) مجمر بودن . حالت و چگونگی مجمر را داشتن : کرده به صدر کعبه در بهر مشام عرشیان خاک درت مثلثی دخمه ٔ چرخ مجمری . خاقانی . و رجوع به مجمر شود.