مجسم کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجسم کردن . [ م ُ ج َس ْ س َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) جسمیت دادن . به صورت جسم درآوردن . ◄ مصور کردن . صورت دادن در ذهن به امری خیالی یا غایب و دور.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجسم کردن . [ م ُ ج َس ْ س َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) جسمیت دادن . به صورت جسم درآوردن . ◄ مصور کردن . صورت دادن در ذهن به امری خیالی یا غایب و دور.