مجاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ) [ ع. ] (اِمف.) جواب داده، پاسخ داده شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ) [ ع. ] (اِمف.) جواب داده، پاسخ داده شده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجاب . [ م ُ ] (ع ص ) جواب داده شده . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث ). جواب داده و پاسخ داده . (ناظم الاطباء). پاسخ کرده . پاسخ شنیده . که وی را پاسخ داده باشند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - مجاب الدعوة ؛ کسی که دعای وی پذیرفته و قبول گردد. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ قبول کرده شده . (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ مأخوذ از تازی، ساکت شده در مباحثه و مناقشه و گفتگو. (ناظم الاطباء) مغلوب در مناظره . مُفحَم . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مترادف و متضاد واژهدان
پذیرا، راضی، رضا، متقاعد تسلیم، مغلوب
واژگان فارسی سره واژهدان
پذیرا، پاسخ یافته