مثکال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مثکال . [ م ِ ] (ع ص ) زن گم کرده فرزند. ج، مثاکیل . (منتهی الارب ). مادر گم کرده فرزند. (ناظم الاطباء). زن بسیار فرزندگم کرده . ج، مثاکیل . (ازاقرب الموارد). و رجوع به مُثکِل و مَثکَلَة شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مثکال . [ م ِ ] (ع ص ) زن گم کرده فرزند. ج، مثاکیل . (منتهی الارب ). مادر گم کرده فرزند. (ناظم الاطباء). زن بسیار فرزندگم کرده . ج، مثاکیل . (ازاقرب الموارد). و رجوع به مُثکِل و مَثکَلَة شود.