مثقالی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مثقالی . [ م ِ ] (ص نسبی ) منسوب به مثقال . رجوع به مثقال شود. ◄ (اِ) قسمی انگور. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). نوعی از انگور که هر دانه اش کم و بیش یک مثقال باشد : بگو بسحاق وصف خوشه ٔ انگور مثقالی که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را. بسحاق اطعمه . ◄ پارچه ای از پنبه که متقال نیز گویند. (ناظم الاطباء). ◄ قسمی پارچه ٔ بسیار خفیف و نفیس نازک . (از فرهنگ لغات دیوان البسه ) : رخت ابیاری و مثقالی و تابستانی ساده در زیر و خط آورده به بالا پندار. نظام قاری (دیوان البسه ص ١٤). به جیب جامه ٔ مثقالی سفید خطی است نوشته از ره مفتون که البیاض صحیح . نظامی قاری (دیوان البسه ص ٥٤).