فرهنگ لغت

مثخن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مثخن . [ م ُ خ ِ ] (ع ص ) بسیار کشنده دشمنان را. (آنندراج ). کسی که بسیار از دشمنان را میکشد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به اثخان شود. ◄ جراحتی که سست گرداند کسی را. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ کسی که در چیزی مبالغه می نماید. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به اثخان شود.

معنی مثخن | فرهنگ لغت