مثبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مثبی . [ م ُ ث َب ْ بی ] (ع ص ) گردآورنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ورجوع به تثبیة شود. ◄ پیوسته باشنده برکاری . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ملازم کاری . (ناظم الاطباء). ◄ اصلاح کننده ٔچیزی . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ افزون و تمام کننده . ◄ بزرگ دارنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ بر خوی پدر رونده . (آنندراج ) (ازمنتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد). ◄ آنکه شکایت حال و حاجت خود پیش کسی برد و یاری خواهد.(آنندراج ) (از منتهی الارب ). و رجوع به تثبیة شود.