متوسد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ وَ سِّ) [ ع. ] (اِفا.) تکیه کننده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ وَ سِّ) [ ع. ] (اِفا.) تکیه کننده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متوسد. [ م ُ ت َ وَس ْ س ِ ] (ع ص ) آنکه بالین گرداند چیزی را. (آنندراج ) (از منتهی الارب ). کسی که قرار میدهد چیزی را زیر سر خود مانند بالش . (ناظم الاطباء). و رجوع به توسد شود.