متورط/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ تَ وَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- به ورطه افتنده، فرو رونده.<BR>۲- به کار دشوار افتاده.<br>واژه قبلی: متوحشواژه بعدی: متورع