متوجهات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متوجهات . [ م ُ ت َ وَج ْ ج ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ متوجهة. زنان روی آورنده و توجه کننده . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ مالیات ها ؛ مالیاتی که بر عهده کسی یا کسانی قرار میگیرد : ودر اول سال برات متوجهات به موجبی که به قانون درآمده دیه به دیه مسمی و مفصل مؤکد گردانید. (تاریخ غازانی ص ٢٥٣)... و نیز مکتوب اصحاب قانون دارند که متوجهات ایشان چند و چگونه است . (تاریخ غازانی ص ٢٥٤).در محاسن داخلی و خارجی از ... و تعیین حقوق و متوجهات قدیم الایام و عصر مترجم . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص ٤). از اموال و متوجهات و حقوق دیوان مجموع آنچه داخل مؤامرات و جانکقیت معین شده و در دفاتر قوانین و دساتیر دواوین مثبت و مقنن گشت ... (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص ٥٠). و تعمیر بقاع و توجیهات و توجیه متوجهات دیوانی از اصول و فروع و اضافات بعد از اطلاق . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ). و بدون اطلاع و مهر مشارالیه داد وستد متوجهات میشود ... و بعد از آن به موجب بروات مهر وزیر و کلانتر و مستوفی متوجهات دیوانی هر یک از دفتر حواله ... (تذکرة الملوک چ ٢ ص ٤٧). به سر رشته کلانتر سپارد که متوجهات دیوان هر صنف در آن سال از آن قرار تقسیم و توجه شود. (تذکرةالملوک چ ٢ ص ٤٩).