متواطی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ) [ ع. متواطی ء ] (اِفا.)<BR>۱- موافقت کننده با یکدیگر، سازوار.<BR>۲- کلمهای که معنیی عام و مشترک بین افرادی چند علی التساوی داشته باشد؛ مق. مشکک.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ) [ ع. متواطی ء ] (اِفا.) ۱- موافقت کننده با یکدیگر، سازوار. ۲- کلمهای که معنیی عام و مشترک بین افرادی چند علی التساوی داشته باشد؛ مق. مشکک.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متواطی ٔ. [ م ُ ت َ طِءْ ] (ع ص ) با هم موافقت و سازواری و اتفاق کننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). موافق و سازوار با همدیگر. (ناظم الاطباء). ◄ (اصطلاح منطقی ) آن کلی است که حصول معنی و صدق آن بر همه ٔ افراد ذهنی و خارجی آن یکسان باشد مانند انسان که بر همه ٔ افراد ذهنی و خارجی انسان منطبق شود، خواه قوی باشد و خواه ضعیف، دانشمند و یا نادان . چنانکه نمیتوان گفت یکی انسان است و دیگری بیشتر از او انسان است . (از تعریفات جرجانی ). مقابل مشکک : و نه چنان سپیدی بر برف و بر کافور، که یکی را بیش از دیگر نیست تا متواطی بودی . (دانشنامه ص ٣٨).