متواصل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ ص) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- به هم رسنده.<BR>۲- پیوسته، متوالی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ ص) [ ع. ] (اِفا.) ۱- به هم رسنده. ۲- پیوسته، متوالی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متواصل . [ م ُ ت َ ص ِ ] (ع ص ) پیوستگی کننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). پیوسته و به یکدیگر بند کرده شده و پیوسته و متصل با دیگری . و رجوع به تواصل شود. ◄ رسیده . ◄ بیرون آمده . (ناظم الاطباء).