متهوم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متهوم . [ م ُ ت َ هََ وْوِ ] (ع ص ) آن که سر فرودافکند و جنباند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). مرد خواب آلوده ٔ سر فرودافکننده ٔ جنبان . (ناظم الاطباء). و رجوع به تهوم شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متهوم . [ م ُ ت َ هََ وْوِ ] (ع ص ) آن که سر فرودافکند و جنباند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). مرد خواب آلوده ٔ سر فرودافکننده ٔ جنبان . (ناظم الاطباء). و رجوع به تهوم شود.