متهاون
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ وِ) [ ع. ] (اِفا.) کسی که در کاری سُستی کند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ وِ) [ ع. ] (اِفا.) کسی که در کاری سُستی کند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متهاون . [ م ُ ت َ وِ ] (ع ص ) سستی کننده . (غیاث ) (آنندراج ). کسی که حقیر می شمارد و غفلت می کند و سبک می گیرد. (ناظم الاطباء) : عامی متعبد پیاده رفته است و عالم متهاون سواره خفته . (گلستان ). به لهو و لعب مشغولند ودر ادای خدمت متهاون . (گلستان ). و رجوع به تهاون شود. ◄ خوار و حقیر داشته شده . (غیاث ) (آنندراج ). ◄ غافل و بی خبر. (ناظم الاطباء).