مته
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ تِّ) (اِ.) دستگاهی که با آن چوب، آهن، و دیوار را سوراخ کنند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ تِّ) (اِ.) دستگاهی که با آن چوب، آهن، و دیوار را سوراخ کنند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مته . [ م َت ْهَْ ] (ع مص ) آب به دلو کشیدن از چاه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ (اِمص ) اغوا. (ناظم الاطباء).
مته . [ م َ ت َه ْ ] (ع مص )علاج کردن بطالت و غوایت . (از اقرب الموارد) (از محیطالمحیط). ◄ گمراه شدن . (ناظم الاطباء).
مته . [ م َ ت َه ْ ] (ع اِ) راز نهانی . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ (اِمص ) اغوا. (ناظم الاطباء). غوایت . (از منتهی الارب ) (آنندراج ).
مترادف و متضاد واژهدان
برماه، برمه، برماهه، پرمه، مثقب، دریل بید شپشک