متنور
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ نَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.) روشنی یابنده، دارای نور.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ نَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.) روشنی یابنده، دارای نور.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متنور. [ م ُ ت َ ن َوْ وِ ] (ع ص ) آهک و قطران مالنده بر خود. (آنندراج ) (از منتهی الارب ). نوره مالیده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ از دور بیننده آتش را. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کسی که آتش را از دور بیند. (ناظم الاطباء). ◄ روشن شده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به تنور شود. ◄ شکست خورده و هزیمت یافته . (ناظم الاطباء).